المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
183
التنبيه والإشراف ( فارسي )
دينى و شاهانى و غيره در كتاب فنون المعارف و ماجرى فى الدهور السوالف آوردهايم و اين نامه در دست مردم فراوانست . عربان پيش از ظهور اسلام مبدأ تاريخ بسيار داشتند . حمير و كهلان دو پسر سبأ بن يشجب بن يعرب بن قحطان كه بديار يمن بودند ، ملوك قديم را از تبع و غيره چون تبع بزرگ و تبع كوچك و تبع ذى الاذعار و تبع ذى المنار ، مبدأ تاريخ داشتند . آتش صوران را نيز مبدأ تاريخ كرده بودند . اين آتش در اقصاى يمن بود و مىگفتند دو داناى يهودى كه تبع ابو كرب از مدينه به يمن آورده بود آتش مذكور را ميان خودشان و مردم يمن حكم قرار دادند و به همين سبب بسيارى از مردم يمن يهودى شدند و اين در اخبارشان معروف است و نيز بعثت شعيب بن مهذم و پادشاهى ذو نواس و پادشاهى جذيمة بن مالك بن فهم بن غنم دوسى و پادشاهى آل ابى شمر غسانى را در شام مبدأ تاريخ داشتند . سال سيل عرم را كه خدا عز و جل در قرآن ياد كرده و مهاجرت عمرو بن مزيقياء بن عامر ماء السماء بن حارثة الغطريف ابن امرؤ القيس بن ثعلبة بن مازن بن ازد را كه سالار غسان و ازد بود از مأرب و نيز مهاجرت كهلان و حمير را كه در نقاط مختلف پراكنده شدند مبدأ تاريخ كردند پس از آن تسلط حبشه بر يمن سپس غلبه ايران بر يمن و زوال حبشه مبدأ تاريخ بود ، تا خداوند اسلام را بياورد . فرزندان معد بن عدنان نيز غلبه طايفهء جرهم را بر عماليق و برون كردنشان را از حرم مبدأ تاريخ داشتند . پس از آن هلاكت جرهم در منطقهء حرم مبدأ تاريخ شد . پس از آن عام التفرق را كه سال جدائى ربيعه و مضر و اياد و انمار فرزندان نزار بن معد بن عدنان بود مبدأ تاريخ كردند . و ما شرح اختلافى را كه در انتساب اياد و انمار به نزار هست سابقاً در همين كتاب آوردهايم .